خرید بک لینک

چیزی که من رو همیشه به خدا، به مذهب، وصل کرده، مفهوم شهادته. نه هیچ چیز دیگهای. خودم رو با هر مفهوم دیگهای که بسنجم، میتونم غیرمذهبی باشم یا بشم. امّا نسبت من با مفهوم شهادت، نسبت ویژهایه که نمیدونم چطور باید توصیفش کنم. اون چیزیه که میتونه من رو زنده نگه داره و میتونه زندگی در چنین دنیایی رو برام معنادار کنه.

از دیروز یاد خیلی چیزها افتادهم. یاد شعرهام برای امام زمان و سیدحسن نصرالله و امام خمینی. چرا دیگه شعر نمیگم؟ یاد هر روز سر زدن به شهدای دانشگاه و شبهای دلگیر کنارشون نشستن. یاد زهره که نذر میکرد مزارشون رو بشوره و نمیفهمید تو اون هوای سرد و نصف شب تو تاریکی چه قدر سخته این کار. یاد معراج شهدا رفتنها، یاد راهیان نور. چند وقته به قصد سر مزار شهدا رفتن، جایی نرفتهم؟ اگر از خدا چیزی میخواستم، به شهدا متوسل میشدم.

چیزی در من زنده شده باز. چیزی که دنیای من رو -بما هی من- میسازه. شما روشنفکر و گفتوگوی تمدنها و انسان قرن ۲۱ و یستمعون القول و همهی چیزهای خوب و قشنگ باشید. به من ولی اجازه بدید که نتونم.

برچسب: نویسنده: شیوا رضاپور تاريخ: يکشنبه 22 دی 1398 ساعت: 4:41

صفحه بندی