عمر بغضِ من، عمر زمینه. چیکهچیکهی اشک همهی عاشقای تاریخو تو گلوم ریختهم و میتونم جای همهشون گریه کنم. کمِ کمش ده ساله که فکر میکنم یه روزی باید راه بیفتم تو کوچه خیابونا نیلبک بزنم و مرثیهی عشقو بخونم.
برچسب:
نویسنده: شیوا رضاپور
تاريخ: سه
شنبه
29 آبان
1397 ساعت: 21:28