امّا فکر میکنم بلوغ همین است که معجزهات از سطح یک اتّفاق فراتر برود و تبدیل به جریان همیشگی زندگی بشود، مثل پیامبر ما که معجزهاش کتاب بود و همیشگی بود، عشق هم در نقطۀ تکامل خودش، چیزی است همیشگی که هر لحظه از دل آدمی میجوشد. شاد بودن چیزی جز جریان مداوم شاد شدن نیست و همین است که بقای احساسات را تبدیل به یک مسأله میکند.
ای کاش میتوانستم دلم را دودستی تقدیمش کنم تا ببیند چطور هنوز هر لحظه، حتّی در لحظات غمگینِ زندگی، میجوشد.
برچسب:
نویسنده: شیوا رضاپور